نکوداشت دکتر امیرحسن یزدگردی در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی

 

سرویس فرهنگی: در ادامه سلسله بزرگداشتهای انجمن آثار و مفاخر فرهنگی مراسم نکوداشت دکتر امیرحسن یزدگردی در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و با حضور اصحاب فرهنگ و هنر و علاقه مندان حوزه ادب و فرهنگی ایرانی در تالار شهید مطهری انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار شد.
به گزارش خبرنگار ما، دکتر امیرحسن یزدگردی از جمله استادان دانشگاه تهران بود. دکتر امیر حسین یزدگردی درسال ۱۳۰۶ در تهران زاده شد.ایشان دارای مدرک دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در سال ۱۳۳۶ می باشد.وی از سال ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۴ در آموزش و پرورش شهرستان قم و پس از آن، تا سال ۱۳۵۹، در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران به تدریس اشتغال داشت.دکتر امیر حسین یزدگردی در شامگاه روز دوشنبه چهارم فروردین سال ۱۳۶۵ درگذشت. کتاب “حواصل و بوتیمار” تالیف امیر حسین یزدگردی ، در دوره یازدهم انتحاب کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان کتاب سال برگزیده شد.همچنین کتاب “دیوان ظهیر فاریابی ” تصحیح وی ، در دوره بیست و یکم انتخاب کتاب سال جمهوری اسلامی ایران معرفی شده است.
دکتر حسن بلخاری درباره دکتر یزدگردی در یادنامه انجمن می نویسد: هنر برخی از مفاخر گرانقدر ادب و فرهنگ ما، تفصیل تألیفات یا تعدد مکتوبات نیست (کما اینکه مرحوم یزدگردی نیز در تمامی عمر ادبی خویش جز معدودی اثر در عرص? کتاب و مقاله از خود چیزی به جای نگذاشت)، اما استادپروری و عالِم‌پروری هست و بدون تردید این پروریدن، اثر بلندتر، مهم‌تر و ماندگارتری از آثار مکتوب دارد.
آن که بتواند امثال اقبال را در دامان علم و حکمت خود بپروراند اثرآفرین تربیت کرده و نه اثر، اثرآفرینانی که به حقیقت حامل و خالق بسیاری آثارند.از جمل? این اثرآفرینان مرحوم دکتر یزدگردی است. این معنا را می‌توان از فهرست بلند شاگردان گرانقدری که در متن این کتاب از افتخارِ شاگردیِ استاد گفته‌اند دریافت. شاگردانی که اینک خود استادانی بلندمرتبه در متن فرهنگ و ادب این مرز و بومِ اهورایی‌نژادِ مولانانشانِ حافظ‌پرورند.در متن کتاب هم با زندگی استاد آگاه خواهید شد، هم از درگذشت تلخ و همراه با گوشه‌نشینی و انزوایش (که غروبی نا به هنگام را در اوج فعالیت‌های اثرآفرین فرهنگی‌اش در ?? سالگی رقم زد) و هم سرگذشت آثار و حیات طیب? فرهنگی و ادبی‌اش. پس بر آنچه در متن کتاب به نقل از شاگردان و مصاحبانش آمده است، من که به هنگام فوت استاد، معلم ساده‌ای در یکی از روستاهای اطراف تهران بودم سخن تازه‌تر و افزون‌تری ندارم، اما بر خصال ویژه و شریف استاد که همانا تربیت انسان‌های فکور و دانشمند است تأکید می‌کنم.
همچنین دکتر بلخاری در این مراسم گفت: سالها پیش مجلس بزرگداشتی برای دکتر یزدگردی در اصفهان برگزار شد و دکتر مجتبایی در آنجا سخنرانی داشت و روایتی را ایشان از اقبال لاهوری می‌گویند. گویا لاهوری اشاره‌ای داشته است که وی مرید این استاد بوده است. پس از مدتی که لاهوری تحصیل می‌کند و شهرتی به هم می‌زند. قرار می‌شود که از سوی حاکمان بریتانیا لقب لرد بدهند. ایشان شرط می‌کند که به استادم چنین لقبی بدهند. اما آنها نمی‌پذیرند چرا که وی ناشناس بوده است. آنها می‌گویند اثری از استادت بگو، که لاهوری می‌گوید مهمترین اثرش من هستم. این خاطره نشان می‌دهد که تا چه اندازه داشتن شاگرد و تربیت او چقدر تأثیرگذار است. چرا که روش مهمتر از نتیجه است.
مرحوم یزدگردی از آنجا که معلم بود منعت انسان پروری را خوب می‌دانست.
دکتر صادق سجادی نیز در این مراسم اظهار داشت: یکی از خوش‌ترین ساعات زندگی من، بازگشت به گذشته و تجدید خاطره اشخاص، وقایع و فضایی است که دوران کودکی و نوجوانی و جوانی خود را در آن سپری کرده‌ام. به جهات معنوی خود را خوشبخت می‌دانم که از افتخار تلمذ نزد استادانی دانشمند و فاضل برخوردار بوده‌ام که اکنون جملگی روی در نقاب خاک کشیده‌‌اند. اما صحبت درباره آنها بسی دشوار است مخصوصاً سخن درباره اوصاف استادی بزرگ و ادیب و محققی چون شادروان استاد دکتر امیرحسن یزگردی که دقت و احتیاطی در حد وسواس آگاهانه و عالمانه در نگارش فارسی داشت و ندیدم از چیزی به اندازه وقتی که کسی کلمه‌ای یا عبارتی نادرست یا نابجا به کار می‌برد، رنجیده و بلکه خشمناک شود. من این رنجیدگی را بارها دیده‌ام.
دکتر سجادی همچنین گفت: لحن و شیوه بیان و زبان استاد در درس و مصاحبت در آغاز برای ما نامأنوس بود. اما به زودی چنان دلبسته آن شدیم که گاه کار به تقلید مبالغه‌آمیز می‌کشید و من خود با دو سه تن از همدرسان علاقمند به استاد و درس ادبیات فارسی، عبارتی از تاریخ بلعمی و تاریخ بیهقی را از بر می‌کردیم و عمداً به شیوه استاد به مذاکره می‌پرداختیم.
دکتر سجادی در مراسم بزرگداشت استادش اظهار داشت: دکتر یزدگردی مردی سخت ایران دوست بود که همه ارکان وجود معنوی او تاریخ و زبان و ادب فارسی بود. مهم‌ترین رمز بقای هویت ما ایرانیان طی هزاران سال، به رغم هجوم‌های مکرر و سهمناک اقوام بیگانه، وجود تابناک همین کسان است که ایران هیچ گاه از امثال آنها تهی نبوده است.
دکتر علی میرانصاری نیز در این مراسم به ایراد سخن پرداخت و گفت: دکتر یزدگری استادی بود که سه نسل دانشجو را تربیت کرد و اکنون این سه نسل حضور دارد که حافظان فرهنگ و ادبیات فارسی در مراکز علمی و تحقیقاتی هستند. قریب به ۴۳ سال پیش افتخار داشتم که در محضر ایشان تلمذ کنم. ایشان بیشتر به تربیت و معلمی مشغول بودند که کمتر به آثار و تألیف پرداختند. اما در همان دوران کوتاه نیز آثاری که از ایشان به جای مانده است قابل توجه است.
وی در ادامه صحبت‌هایش به بررسی آثار منتشر شده دکتر یزدگردی پرداخت.
دکتر میرانصاری در پایان صحبت‌هایش درخواست کرد که یادداشت‌های دکتر یزدگردی درباره متون کلاسیک ادب فارسی را نوشته‌اند جمع‌آوری و بررسی شود.
دکتر اصغر دادبه نیز گفت: هرقدر دکتر یزدگردی معلمی کرده باشد و عمری داشته باشد اما کوتاه بود. ای‌کاش راهی بود که این چنین افرادی را می‌توان نگاه داشت . دکتر یزدگردی از جزو معلمانی بود که رسم عاشقی را پیشه کرده بود. او معلم عاشقی بود که کارهای دیگر می‌توانست انجام دهد اما معلمی را انتخاب کرده بود.
دکتر دادبه گفت: استاد فقید ما بی مبالغه انسانی والا بود و معلمی شایسته و محققی کم‌مانند بود. استاد یزدگردی در کار تعلیم از سرآمدان روزگار ما به شمار می‌آید، که او معلمی بود مسلط، دلسوز، خوش بیان، متین و باوقار و نستوه؛‌ معلمی که نه تنها درس و بحثش که گفتار و کردار و رفتارش نیز سخت بر شاگردش تأثیر می‌گذاشت. در پایان این مراسم لوح سپاس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، نیابتاً به دکتر دادبه اهداء شد.

زنامه اطلاعات


منبع: روزنامه اطلاعات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *