نکوداشت استاد ایرج افشار در کتابخانه مرکزی دانشگاه‌ تهران

 

آیین نکوداشت استاد ایرج افشار در هفتمین سالمرگ وی، دیروز در دانشگاه تهران برگزار شد.
دکتر رسول جعفریان، رئیس کتابخانه و مرکز اسناد دانشگاه تهران در این همایش گفت: آقای افشار ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۷ ریاست کتابخانه مرکزی را به عهده داشتند و تحولات زیادی را پایه‌گذاری کردند باید یادی بکنیم از دکتر مشکات که اولین بار نسخ خطی خود را اهدا کردند. در سالهایی که آقای افشار بودند به هر دلیلی این کتابخانه از بهترین کتابخانه‌های کشور بود. اما بعد از فعالیت‌های جناب بجنوردی و احداث کتابخانه ملی توسط جناب خاتمی، این کتابخانه کم‌رنگ شد و البته مورد بی‌‌مهری هم قرار گرفت.
وی افزود: در حال حاضر مجموعه‌های زیادی داریم که فهرست نشده است و اگر همان مقدار که برای تجمیع کتاب همت کردیم، در تجمیع اسناد هم همت کنیم، مجموعه‌های خوبی خواهیم داشت.
وی تصریح کرد: خود این کتابخانه، نتیجه مدیریت آقای افشار است. ما نیازمند مدیریت و تحولی هستیم که کتابخانه‌ها را تجهیز کنیم. الان فناوری جدیدی وجود دارد که ذهن را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بخشی به آگاهی و بخشی هم به کارهای کتابخانه‌ای برمی‌گردد. بحث سر یک تحول الکترونیکی است متناسب با کتابخانه ملی. در کشور ما هیچ نهادی که متکفل فضای مجازی برای کتاب باشد وجود ندارد. ما نیاز به تحولی داریم که مجموعه کتابخانه‌های علوم‌انسانی و فنی و دانشگاه‌ها زمینه‌ساز آن باشند. ما ۲۶۰ هزار کتاب نادر در اینجا داریم که حتی نتوانستیم آنها را فهرست کنیم و در دسترس قرار بدهیم. باید کتابخانه ملی به لحاظ فضای مجازی سامانه‌ای داشته باشد که کتابخانه‌های دیگر از آن الگوبرداری کنند. ‌‌اگر ما بتوانیم به آن سطح برسیم، می‌توانیم امیدوار باشیم که سهم خود را که یک درصد از فرهنگ است داشته باشیم.
در ادامه مراسم آیت‌الله دکتر سید مصطفی محقق‌ داماد۱، تولیت بنیاد افشار یزدی، سخنانی به شرح ذیل ایراد کرد:
ایرج افشار؛ کتاب‌شناس، ایراندوست، ایران‌شناس و ایرانگرد
من در باره ایرج افشار به کرّات سخن گفته‌ام. ولی ایرج ابعاد گوناگونی داردکه هربار شاید در یک بعد آن گفتگو می‌شود. اجازه بفرمایید امروز از ابعاد دیگری سخن بگویم.
ایرج افشار کارهای بسیاری کرده که تمام اهل فن نسبت به هنگامه‌ای که او آفریده معجب و انگشت حیرت به دندان است که چگونه کار چند نفر را یک تنه انجام داده است. میان این ابعاد گوناگون دو بعد درافشار درخشان است؛ یکی ایران‌شناسی اوست و دیگر کتابداری و کتاب‌شناسی اوست .در مورد کتاب‌شناسی وکتابداری، افشار را از نظر تاریخی باید با بزرگان گذشته این دانش در تاریخ ادبیات اسلامی مقایسه کرد. یعنی باید از ابن ندیم آغاز صاحب‌الفهرست کنیم. البته من نمی‌دانم قبل از ابن ندیم چه کسانی بوده‌اند یاخیر، اگر هم بوده‌اند شاید در میان یهودیان بوده‌اند ولی میان مسلمانان شخص مشهوری قبل از ابن ندیم و هم پایه او دیده نمی‌شود. کتاب الفهرست‌، نوشته ‏محمد ابن اسحاق ابن ندیم ‎است. این کتاب در سال ‏‏۳۷۷‏‎ ‎هـ. ق ‎تألیف شده است. این کتاب جامع‌ترین اثر در حوزه کتاب‌شناسی عمومی در چهار سده نخست هجری است، که فهرستی از کلیه کتبی که تا آن زمان به ‏زبان عربی ‎نگاشته شده و شرح حال مؤلفانش را در بر دارد. این کتاب به مثابه دانشنامه‌ای از تاریخ، فرهنگ، ادبیات و مذهب از پیش از ‏اسلام ‎تا زمان مؤلف است‎.‏ ‎این کتاب را فهرسُ العلوم نیز نامیده‌اند‎.‎
دراین کتاب طبقه‌بندی علوم را به زیبایی می‌توان مشاهده کرد:
۱ـ کتب‏ مقدس مسلمانان، مسیحیان و یهودیان؛
۲ـ نحو‏ و لغت‎ ‎‏(‏زبانشناسی‏)‏
۳ـ تاریخ و انساب
۴ـ شعر‏ و شاعران
۵ـ علم‏ کلام و متکلمان
۶ـ فقه،‏ حدیث، فقها و محدثان
۷ـ فلسفه‏ و علوم قدیم
۸ـ افسانه،‏ سحر و جادو
۹ـ مذاهب‏ و ادیان غیرالهی
۱۰ـ کیمیا۲
ابن ندیم برای تألیف این کتاب از مآخذ و منابع گسترده و متعددی بهره برده است از تفسیر ‏تورات، یادداشت‌های مؤلفان، اظهارات شفاهی افراد آگاه، اطلاعات بومیان مناطق مورد بحث و نظرات علمای ادیان و مذاهب، منجمان و کیمیاگران استفاده کرده است و به کتابخانه‌های ‏بغداد و ‏موصل ‎دسترسی داشته است. هرچند برخی از اطلاعات ارائه شده در الفهرست در منابع متقدم نیز آمده است، اما بسیاری از اطلاعات آن منحصر بفرد است.‏
برای بنده جالب است که مطالعه این کتاب نشان می‌دهد که ابن ندیم همه کتاب‌هایی را که گزارش داده مطالعه و لااقل مرور کرده است. ظاهراً مصاحبه‌های حضوری زیادی هم با افراد کرده است.‌بعد از ابن ندیم البته افراد زیادی را دراین راه می‌بینیم ولی در دوران خودما شیخ آقا بزرگ تهرانی را داریم که به معرفی کتب تالیف شده شیعی پرداخته است. عظمت کار او در این است که بدون داشتن وسائل جدید جستجوهایی که امروز برای ما ممکن است، دست به چنین کاری زده است. پس از وی در ایران ما چند شخصیت ممتاز را در این زمینه داریم. استاد ابن یوسف حدائق، استاد عبدالله انوار، استاد عبدالحسین حائری و استاد منزوی و شخصیت‌های دیگر. ولی به یقین حضرت استاد محمد تقی دانش پژوه و استاد ایرج افشار دو شخصیت ممتاز دراین زمینه می‌باشند.‏
اجازه بفرمایید یک قطعه‌ای از جناب استاد دکتر غلامرضا اعوانی برایتان بگویم. ایشان گفتند سالی من برای دیدن فان اس متکلم آلمانی به آلمان رفته بودم. وقتی به منزل او رفتم، یک مرد اردنی که هم دوره ما در دانشگاه آمریکایی بیروت بود، البته او تاریخ می‌خواند و ما فلسفه، او هم برای دیدن فان اس آمده بود. وقتی چاق سلامتی کردیم از او پرسیدم شما الان کجا مشغولید؟ گفت من از سوی ملک حسین پادشاه اردن به ریاست کتابخانه مرکزی منصوب شده‌ام. ملک حسین بودجه زیادی برای خرید کتاب و نسخ خطی در اختیار من گذاشته و برای همین منظور اکثر اوقات در سفرم. بعد رو به من کرد گفت شما آقای ایرج افشار را می‌شناسید؟ گفتم آری او مرد دانشمند و بزرگی است. گفت من به بسیاری از کتابخانه‌ها و کتاب‌فروشی‌ها و کتابخانه‌های شخصی سر زده‌ام و نسخ خطی بسیاری را ملاحظه کرده‌ام آرزو کردم یک نسخه خطی را ببینم که قبل از من ایرج افشار آن را ندیده باشد و امضایی از او در گوشه‌اش نباشد.!!
بُعد دیگر شخصیت ایرج افشار آن است که یک ایران‌شناس به معنای واقعی است. امروز ایران‌شناسی عنوان یک شاخه از دانش است و هر چند نمی‌توان دقیقاً تعریفی از ایران‌شناسی ارائه کرد که جامع و مانع باشد اما می‌توان به تعاریفی دست یافت که بتوان حوزه مطالعات ایران‌شناسی را با آن تشریح کرد‎.‎‏ البته ایران‌شناسی شاخه منظمی از دانش است که به مطالعه دانش فرهنگی ایران از زمان باستان تا حال می‌پردازد.. این فرهنگ شامل تاریخ، ادبیات، هنر و ‏فرهنگ ایران ‎کهن و ‏ایران نو ‎و به همراه فرهنگ توده آن می‌شود. علاوه بر این به مطالعه ‏زبان‌های ایرانی ‎نیز پرداخته می‌شود. ایران‌شناسی محدوده جغرافیایی کشورهای امروزی ایران، افغانستان ازبکستان و تاجیکستان را شامل می‌شود‎.‎
سابقه تاریخی این دانش به قرن پانزده میلادی می‌رسد. در قرن ۱۵میلادی سیاحان اروپایی به ویرانه‌های کاخ تخت ‌جمشید و برآمدگی‌ها و برجستگی‌های ‏نقش رستم ‎توجه نمودند و اولین اطلاعاتی که در این‌باره کسب شد به وسیله سفیر حکومت و نیز ‏جیوسافات باربارو‏ بود که در سال ۱۴۷۲میلادی به ایران سفر کرد. و از آن روز علاقه و توجه اروپاییان نسبت به آثار و ابنیه ایران روز به روز شدیدتر می‌شد. حال به هرغرض و انگیزه‌ای بود انصافا میراث عظیمی برای ما باقی نهاده‌اند. جیوسافات باربارو سفیر حکومت «ونیز» در دربار ‏اوزون حس آق قریونلو۳ بوده که ‏تخت جمشید ‎را با نام «چهل منار» توصیف کرده‌است‎.۴
از دوران‌های دور که بگذریم در همین قرون اخیربه ادوارد بروان و گوبینو برمی‌خوریم. گوبینو ملاقات بسیار جالبی با آقا علی مدرس تهرانی در مدرسه سپهسار قدیم دارد که من در کتاب نخبگان علم و عمل ایران به تفصیل گزارش داده‌ام.
و بالاخره در دوران‌های معاصر در میان‌های ایران‌شناسان برخی علاوه بر ایران‌شناسی ایران دوست هم هستند مثل آقای فرای که جدا نه تنها ایران‌شناس بود، ایران‌دوست بود و حتی وصیت کرد که او را در کنار زاینده رود دفن کنند.
ایرج افشار ایران‌شناسی است که به شناسایی خود بسنده نمی‌کرد بلکه با تمام ایران‌شناسان جهان ارتباط داشت و آنان را خوب می‌شناخت. البته وقفنامه‌های بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار پدرش و نیز تألیفات خود آن شادروان نشان می‌دهد که این حس ایران‌دوستی در ژن این خانواده بوده است ولی به یقین متن این وقفنامه‌ها بدون مشورت و اهتمام فرزندش مرحوم ایرج تهیه نشده است. محل مصرف وقف صرفاً ادبیات فارسی، تاریخ و جغرافیای ایران انتشار کتاب و اعطای جایزه به ایران‌شناسان و فارسی‌شناسان است. این بنیاد تعدادی از متون و آثار تحقیقی درباره ایران را به طبع ‌رسانیده و هم تجلیل از دانشمندان طراز اول ایران‌شناسی را بر عهده گرفته ـ نظیر احمد، استاد دانشگاه اسلامی الیگر در هند، ریچارد فرای، استاد دانشگاه‌ هاروارد، ج. ت. پ. دو بروین، استاد دانشگاه لیدن در هلند و دکتر امین عبدالمجید بدوی از دانشگاه عین‌الشمس مصر و دکتر ظهور احمد از دانشگاه پنجاب پاکستان و دکتر کمال عینی از دوشنبه تاجیکستان و دکتر فوشه‌کور از سوربن فرانسه و دکتر فراگنر از اتریش وپیه منتسه از ایتالیا و اخیراً دکتر لازار از فرانسه و درست به همین تعداد از ایران‌شناسان و شعرا و فارسی‌نویسان ایرانی.
از همه مهم‌تر آن‌که ایرج افشار اکثر نقاط ایران، خاصه نقاط دور افتاده را با پای پیاده، بیشتر همراه با منوچهر ستوده و گاه با دیگران مانند زریاب‌خویی و شفیعی کدکنی و برخی دیگر طی کرده بود و هر جا کتیبه‌ای بر دیواری یا بر سنگ قبری دیده بود که فواید تاریخی داشت آن‌ها را یادداشت ‌کرده و منتشر می‌کرد. تفصیل این سفر‌ها را در کتابی به نام «سفرنامچه: گلگشت در وطن» باز گفته است.
این سفرنامچه مختصر است ولی برای تحقیق جغرافی ایران که بیانگر روستا به روستا و شهر به شهر باشد در جای خود سودمند است. این کتاب یک منبع برای مطالعه جغرافیای ایران از این جهت مهم است که سبک آن با سایر کتاب‌های جغرافیا متفاوت است. زیرا مولف آن قدم به قدم این نقاط را طی نموده و یادداشت کرده است. اگر بخواهیم کار افشار را با تاریخ‌نگاران بزرگ مقایسه کنیم می‌توانیم نام ویل دورانت را ببریم که طی ۵۰ سال مسافرت به شرق و غرب جهان به تألیف کتاب تاریخ تمدن جهان دست یازیده است. البته ناسپاسی است اگر از کاری که منوچهر ستوده بر روی قسمتی از ایران یعنی ایالات ساحلی از آستارا تا استارباد انجام داده که بسیار کار بزرگ و مستطابی است نام نبرم. نمی‌دانم بعد از کار ایشان مانند آن کار در باره سایر بلاد انجام گرفته است یا خیر. امیدوارم انجام گرفته باشد. ‏
‏ بنیاد موقوفات در نظر دارد با یادداشت‌های باقی مانده از مرحوم استاد ایرج افشار این سفرنامچه را به نحو مطلوب‌تری تکمیل نماید. والسلام.‏
سپس قدرت‌الله روشنی زعفرانلو، گفت: بنیاد کتابخانه مرکزی با اهدای مدارک استاد مشکات، دارای نسخ خطی شد. کتاب‌های مرحوم مشکات در زیرزمین دانشگاه علوم قرار داشت تا جایی برای آن‌ها در نظر گرفته شود. من در این زمینه مقاله‌ای نوشته‌ام که به چاپ رسیده است.
دکتر نورالله مرادی نیز درباره نقش ایرج افشار در تحول کتابداری گفت: همانگونه که دکتر محقق داماد گفتند، ایشان انسانی چند بعدی بود. ایران شناس، نسخه شناس و کتابدار و چند مورد دیگر. در ۱۳۳۴ نخستین کتاب‌شناسی را منتشر می‌کند که در حد جزوه‌ای است در ۴۰صفحه و۹۰۰کتاب منتشره در سال۱۳۳۳ را فهرست‌بندی کرده است. وی تألیف این کتاب‌ها را تا ۱۳۴۲ ادامه داد و این ده سال را به نام کتاب‌شناسی ده سال ایران منتشر کرد. کتاب‌شناسی ده ساله با محوریت نویسنده براساس شیوه غربی‌ها، تنظیم شده است. وی گفت: نخستین مقاله‌نامه را ایرج افشار در سال۱۳۴۰ چاپ کرد که نگاهش به مقالات ایران‌شناسی در خارج نیز بوده است و این کار را ادامه داد تا زمانی که از دنیا رفت. مرحوم افشار اولین فهرست کتاب‌شناسی کتاب‌شناسی‌‌ها را منتشر کرد. وی تصریح کرد: باتوجه به بی‌مهری که به ایرج افشار شد، باید بگویم که وقتی ابوالقاسم فردوسی درگذشت، روحانی توس گفت او را در قبرستان مسلمانان دفن نکنید و بر او نماز نخوانید. اسم این روحانی به نام شیخ کردکانی در تذکره‌ها آمده است ولی نه به خاطر بزرگ بودنش، بلکه به خاطر بزرگی ابوالقاسم فردوسی. سپس دکتر سوسن اصیلی در سخنرانی به عنوان «با او و بعد از او» از او یاد کرد. وی در بخشی از سخنانش از عشق و دانش مرحوم مشکات گفت و سابقه کتابخانه‌های تهران را برشمرد و گفت: مشکات با بخشیدن کتاب‌هایش به دانشگاه تهران باعث شد، کتابخانه‌ای ایجاد شود. ایرج افشار در طول هفت سال ساخت کتابخانه، مطالعات گسترده‌ای برای ایجاد کتابخانه‌ای مدرن براساس علم کتابداری روز انجام داد. همه روسای دانشگاه در کل دوره‌ها برای او احترام خاصی قائل بودند.
سپس دکتر میلاد عظیمی، درباره کتابی که درباره ایرج افشار به چاپ رسانده است سخن گفت و تصریح کرد: این کتاب شناسی موکداً همه آثار ایرج افشار را در بر گرفته است و مقدمه‌ای است برای افشار یزدی شناسی به صورت مستند.
هرچه از دستم برآمد کردم تا کتاب کامل و دقیق باشد. تا آینة روشن خدمات ایرج افشار به ایران و ملت ایران و فرهنگ ایران باشد. تا از زحمات ایرج افشار «قدردانی» شود. کاش افشار بود و این کتاب را می‌دید. می‌توانم عکس‌العملش را حدس بزنم. خیال می‌کنم کتاب را تورقی می‌کرد و لبخند پریده رنگی بر لبانش می‌نشست. اما خیلی زود به فکر کارهای نیمه‌تمامش که روی میزش بود می‌افتاد. همان میز بزرگی که جا‌به‌جایش پر از اوراق کتابهای در دست بررسی و نشر بود و روی هر کدام از کتاب‌ها قلوه سنگ و پاره آجری گذاشته بود تا باد برگ‌هایش را پراکنده نکند و با خود نبرد! باری ایرج افشاری که من شناختم فرصت آن را نداشت که به خود ببالد و با نگریستن به کارنامه خود از خود متشکر شود. ایرج افشاری که من شناختم نگاهش به «آینده» و «کارهایی که باید بکند» بود. او کسی نبود که در باد افتخار کارهای کرده بخوابد. راز پویایی او تا روز مرگش همین سجیة راسخ روحی بود.
در ادامه با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین رسول جعفریان، عنایتی، آیت‌الله محقق داماد، خانم کرم رضائی، قدرت‌الله روشنی زعفرانلو، نوراله مرادی، بهرام افشار و سیدمحمود دعایی از کتاب‌های نمایشگاه کتابخانه و مرکز اسناد دانشگاه تهران رونمایی شد.
سپس از خانواده آیت‌الله محمد محمدی گیلانی، خانواده زنده‌یاد غلامرضا علی بابایی، خانواده زنده‌یاد لعل خمسه، محمد علی صحرائیان،(اهداءکننده نسخ خطی) ( سیدمحسن حسن معصومی اشکوری (اهدا کننده نسخ خطی) ابراهیم جمیلی (حامی مالی کتابخانه)، قدردانی شد.
در پایان با افتتاح سالن زنده‌یاد ایرج افشار از دکتر روشنی زعفرانلو، معاون کتابخانه دانشگاه در زمان متصدی استاد افشار، قدردانی شد.
پی نوشت:
۱ـ سخنرانی ایراد شده در بزرگداشت ایرج افشار، ۱۹اسفندماه ۱۳۹۶‏
۲ـ دائرة المعارف بزرگ، مدخل ابن ندیم ‏
۳ـ اوزون حسن آق‌قویونلو (۱۴۲۳ـ۱۴۷۸) یکی از مقتدرترین سلاطین سلسله ‏آق قویونلو ‎بود که به ‏ایران، ‏عراق ‎و شرق ‏آناتولی ‎بیست و پنج سال حکومت کرد. وی پدر بزرگ ‏شاه اسماعیل اول‏ ‎از طرف مادری بود‏‎.‎
۴ـ ‎موسوی، علی‎. «تخت جمشیددر. «دائرةالمعارف بزرگ اسلامی‏».‎ج. ۱۴٫ تهران‎: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۵‏


منبع: روزنامه اطلاعات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *