بررسی کتاب «بازاریابی فیلم» در بنیاد فارابی

 

سرویس فرهنگی ،هنری :نشست گفتگوی سینمایی درباره کتاب بازاریابی فیلم نوشته «فینولا کریکان» با ترجمه محمد سروی زرگر، با حضور دکتر محمدعلی حسین‌نژاد، شیوا مقانلو، رامتین شهبازی و محمد سروی زرگر دیروز در بنیاد فارابی برگزار شد.
به گزارش خبرنگار ما، دکتر حسین‌نژاد در این جلسه گفت: معادلات و اصطلاحات این کتاب برخی اوقات با مفاهیم سینما ارتباط چندانی ندارند و بر این اساس مترجم به اصطلاح‌ سازی پرداخته است. برخی اوقات در سینما، در چرخه تولید فیلم، مرحله تطور و بسط را آورده است که تعریف و تبیین پروژه بیشتر مورد فهم قرار می‌گرفت. این اصطلاح «دولوپمنت»، البته در سینما زیاد مورد توجه قرار نمی‌گیرد، در صورتی‌که توجه به آن الزامی است و مخاطب هدف و بازار فیلم نیز مورد شناسایی قرار می‌گیرد. به هرحال طرح موضوع توسط نویسنده انجام شده است اما بیان او اشکال دارد. در متن اصلی این اشکال وجود دارد.
وی افزود: این پژوهش در سال ۲۰۱۰ انجام شده است و پژوهشی آکادمیک بوده و بر اساس متدولوژی کلاسیک اکنون دو حوزه مطالعاتی وجود دارد یکی متدولوژی کلاسیک و دیگری متدولوژی‌های جدید است. نوع جدید، آزمایشگاهی نیست و باید وارد دنیای آن پدیده شد،‌ در واقع دنیای آنها را آنگونه که می‌بینند، می‌بینید، کاری که محقق می‌کند پرکتیکال است و شاید فرآیند تئوریزه کردن آن را نداند و باید این نوع تحقیق جدید را در نظر گرفت.
رامتین شهبازی نیز درباره این مبحث گفت: بازاریابی نیز در حال نو?شدن است همانند همه علوم و دیگر این‌که هر تطبیقی به دنبال پیدا کردن شباهت‌ها است اما در خوانش‌های پست مدرن، به دنبال مرزها و تفاوت‌ها هستیم. برای این‌که اهمیت دادن بین مؤلفه‌ها را در نظر بگیریم. این موضوع از لحاظ کارکردی به این صورت است که کدام فیلم برای کدام مقطع زمانی نیاز است ساخته شود. از دریچه این کتاب، می‌توان تفاوت فرهنگ‌ها را شناخت.
دکتر حسین‌نژاد در این‌باره‌گفت: مفهوم کلاسیک بازاریابی در ایران برخی اوقات، دچار سوء‌تفاهم شده است. مثلاً پوستر تولید شده را در فضای مجازی می‌گذارند.
مفهوم بازاریابی این است که قابلیت‌های یک اثر را به صورتی به مخاطب نشان بدهید که مخاطب ترغیب شود تا آن فیلم را مشاهده کند. اما کار پخش و توزیع این است که آن اشتیاق برای مشاهده را به پول تبدیل کند این‌ها از هم جدا هستند اما مثل حلقه به هم متصل‌اند. این مفاهیم و چرخه‌ها در سینمای ایران گم شده است و یک سری کارهای روتین در حال انجام است. نه این‌که حضور با غرفه مفید نباشد، اما این فقط ۵ درصد از موضوع بازاریابی است. اول موضوع آن را باید شناخت. در مکتب تحقیقاتی کلاسیک اگر طرفدار یا متعلق به مکتبی جز مکتب کلاسیک هستید، این موضوع به درد شما نمی‌خورد.
اگر این کتاب بتواند چنین جریانی را رقم بزند خیلی به اقتصاد هنر کمک خواهد کرد.
رامتین شهبازی درباره اقتصاد هنر پرسشی مطرح کرد و گفت: در دانشگاه هنر اصفهان چنین رشته‌ای دانشگاهی شده است و تدریس می‌شود، اما جناب سروی زرگر، نگاه و ارتباط اقتصاد هنر با دغدغه‌های فرهنگی را چگونه می‌بینند؟
دکتر سروی زرگر گفت: در مقدمه این کتاب، واژه «دولوپمنت» را با سه معنا آورده‌ام. شکل‌گیری ایده اولیه فیلم، دوم دولوپمنت تکنولوژیک فیلم است و دیگری حرکت تاریخی است.
از دوره جنگ جهانی اول تا جنگ جهانی دوم چگونه، سینما بسط و نظور پیدا کرده است و سعی کرده‌ام چنین چیزی را توضیح بدهم. دکتر حسین‌نژاد در ادامه گفت: قیمت در ساحت هنر معنا و مفهومی ندارد و بر این اساس مثلاً وقتی یک تابلو هنری خریداری می‌شود، جون زمانی باعث می‌شود ارزش افزوده‌ای برای آن ایجاد شود که آن قیمت در لحظه است.
هیچکدام از این مبالغ، قیمت نیست. بلکه ارزشی بر آن افزوده می‌شود و برای فیلم نمی‌توان گفت با یک نمایش، به پایان می‌رسد. چه بسا یک فیلم با گذشت زمان ارزش افزوده بیشتری داشته باشد. در مقاطع اکران داخلی و خارجی و رسیدن به بایگانی، باعث نشان دادن قیمت‌های متغیر می‌شود.
علیرضا شجاع‌نوری در ادامه گفت: از بنیاد سینمایی فارابی به خاطر برگزاری این جلسات بررسی کتاب سپاسگزارم چون نیت خیری پشت آن است و امیدوارم ادامه داشته باشد.
وی افزود: این کتاب برای سینماگران نیست بلکه برای بازاریابان و تجار است. زیرا یک فیلم برخی مواقع یک بار مصرف است و گاهی چند‌بار مصرف. وی گفت: سالها پیش در وزارت بازرگانی وقتی ما از خارج فیلم می‌خریدیم، از مرکز تهیه و توزیع مواد شیمیایی، مجوز ورود فیلم می‌گرفتیم. آنها برایشان همه فیلم‌ها یک ارزش داشت. مثلاً ما فیلمی به نام دانتون از آندره وایدا، را ۵ هزار دلار خریدیم گفتند، این تعداد حلقه‌هاش مثل دیگر فیلم‌هاست و باید ۲ هزار دلار باشد. آنها می‌گفتند ما تابلوی لبخند ژکوند را به پارچه و رنگش قیمت‌گذاری می‌کنیم.
نکته دیگر این‌که، فیلم‌های آن زمان روی نگاتیو بود، همه مواد و لوکیشن و چهره بازیگران راکورد و حفظ می‌شد تا جواب نگاتیو از لابراتوار بیاید در آن زمان صحنه‌هایی پیش می‌آمد مثل اجاره نشین‌ها، که صحنه‌های آن غیر قابل تکرار بود. اگر لابراتوار فیلم را می‌سوزاند، موظف بود به تعداد حلقه‌های فیلم خسارت بدهد!
یعنی اصلاً اهمیتی نداشت برای آن صحنه‌ها چه زحمتی کشیده شده است.
سپس شیوا مقانلو گفت: بحث ایدئولوژیکی را نویسنده لحاظ کرده است. ایشان آورده است که فیلمسازان آمریکا، به دنبال محتوا نیستند. اتفاقاً الان مشاهده می‌کنیم که فیلمسازان آمریکایی خوراک می‌دهند و سطح سلیقه مخاطب خود را بالا می‌برند.
اگر قرار باشد نویسنده چنین نگاهی داشته باشد، نباید گفت سینما، محصول تجاری است. در این صورت، تولیدات خارجی را نمی‌توان با فیلم‌های ایرانی مقایسه کرد. خیلی مسائل وجود دارد. غیر از کپی‌رایت، مسائلی چون حقوق ترجمه مورد توجه قرار می‌گیرد. امسال در نمایشگاه کتاب فرانکفورت مسئول نمایشگاه آمد و گفت: شما ایرانی‌ها، سارق هستید و کپی‌رایت را رعایت نمی‌کنید، او بعد از جنجال رسانه‌ای به غرفه‌ آمد و گفت، من منظوری نداشتم. اما واقعاً حرف او درست بود و این چرخه باید رعایت شود.


منبع: روزنامه اطلاعات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *