بررسی و تحلیل زیبایی‌شناسی در شهر کتاب

 

به تازگی مجموعه‌ی سه‌جلدی «زیباشناسی و معماری»، «زیباشناسی و فیلم» و «زیباشناسی و نقاشی» به همت عبدالله سالاروند و کوشش انتشارات نقش جهان منتشر و راهی بازار نشر شده است؛ دو جلد دیگر آن که به ادبیات و موسیقی اختصاص دارد، هنوز از سوی ناشر اصلی منتشر نشده است.واپسین نشست هفتگی شهرکتاب در سال جاری، سه‌شنبه پانزدهم اسفندماه برگزار شد و به نقد و بررسی مجموعه‌ یادشده اختصاص داشت. در این نشست، مترجم، دکتر حسن بلخاری و دکتر اسماعیل بنی‌اردلان حضور داشتند.
سالاروند در ابتدا به شرح مولفه‌های مجموعه‌ی محل نقد و چرایی گزینش آن‌ها برای ترجمه پرداخت و در این‌باره اظهار داشت: کتاب زیبا‌شناسی و فیلم ما را با سیر تحول نظریه‌های موجود در حوزه‌ زیبایی‌شنایی فیلم آشنا می‌کند؛ در آن، نظریه‌های موجود در حوزه‌ یادشده به سه دوره‌‌ کلان دسته‌بندی شده است. می‌دانیم که هنر فیلم، هنری مدرن است؛ این هنر در ابتدا با این چالش رویارو بود که اصلا هنر است یا خیر. منتقدان با تاکید بر شالوده‌ فنی آن تاکید داشتند که فیلم اصلا نمی‌تواند هنر باشد؛ چرا که خلاقیت ذهنی هنرمند در آن نقشی آن‌ چنانی ندارد؛ فرآیند گروهی در ساخت فیلم نیز دلیلی مضاعف به شمار می‌آمد. وی ادامه داد: در اواسط دهه‌ی هشتاد تحولی دیگر در دنیای نظریه‌پردازی درباره‌ی فیلم صورت یافت که تحول شناختی نام دارد؛ این نظریه به چگونگی رویارویی تماشاگر با فیلم می‌پردازد. مباحث متعدد‌ دیگری چون هم‌ذات‌پنداری، پارادوکس وحشت و پارادوکس داستان نیز مطرح شد. این سه دوره‌ی کلان در فصل‌های هفتگانه‌ی این کتاب، با زبانی رسا و بسنده تشریح شده است؛ در پی مطالعه‌ی این اثر خواننده ابعاد جهان‌نظری فیلم را درمی‌یابد و می‌تواند ضمن مقایسه‌ی آن با سینمای امروز ایران مطالبی مفید را دریابد.
بلخاری، در ابتدا خاستگاه واژه‌ی زیبایی‌شناسی در حوزه‌ی نظریه‌‌های هنری را تشریح کرد؛ وی اظهار داشت: معمولا در این حوزه، اصطلاح فلسفه‌ی هنر و زیبایی‌شناسی در کنار هم به کار برده می‌شود؛ البته در فرهنگ ما این دو واژه اغلب مترادف در نظر آورده می‌شوند. اما این‌گونه نیست؛ باید بدانیم فلسفه‌ی هنر در حقیقت متکفل تبیین نظری آفرینش اثر است؛ یعنی بیش‌تر به حوزه‌ی فاعل (هنرمند) مربوط است؛ اما حوزه‌ی زیبایی‌شناسی، حوزه‌ی درک و لذت‌بردن از اثر هنری است (این به حوزه‌ی ناظر مربوط است)؛ گرچه در حوزه‌ی نظری زیبایی‌شناسی هندی‌ها، مساله‌ی لذت یا ذوق هنری، هنرمند و ناظر باید در جایی به بکدیگر برسند؛ جز این امکان درک باطن اثر هنری برای ناظر میسر نمی‌شود. لذت‌بردن از اثر هنری، نقطه‌ی وصل هنرمند و ناظر است؛ در هر دو باید تجربه‌ی زیبایی‌شناسی رخ دهد. این مهم‌ترین تفاوت کلاسیک میان فلسفه‌‌ی هنر و زیبایی‌شناسی است.
بنی اردلان ابتدا به وضعیت نامطلوب ترجمه و رو‌یکردهای آکادمیک در حوزه‌های مختلف زیبایی‌شناسی و هنر اشاره کرد و از آن‌پس تصریح داشت: این سه کتاب محاسن بسیاری دارند؛ اولین آن‌ها این است که نویسندگان بر آن‌چه می‌گویند کاملا واقفند و تسلط دارند. این امر سبب شده است، نویسندگان آغاز و پایان مطلوبی را بر بحث تعریف کنند؛ از این‌روی مخاطب هم به خوبی مطلب را درمی‌یابد. یافتن این‌دست آثار و ترجمه‌ی آن‌ها نیز بسیار مهم است؛ این‌که کدام اثر را برمی‌گزینیم و کدام نیاز ما را مرتفع می‌کند، مساله‌ای بسیار حائز اهمیت است. مشکل دیگر عدم احاطه‌ی مترجم به بحث است؛ مباحث زیبایی‌شناسی در تمام رشته‌های هنری با فلسفه آمیخته است؛ مترجم تسلط کافی بر این حوزه ندارد، خود درک دقیقی از موضوع نمی‌یابد و سرآخر اثری فهم‌ناپذیر پیش روی مخاطب می‌گذارد.
وی افزود: نویسندگان این سه اثر، به موضوع بحث خود احاطه‌ی بسیار دارند؛ البته ممکن است بخشی از نگاه‌های کانتی و نوکانتی موجود در آن‌ها به زعم من چندان مطلوب نباشند، اما نظرگاه‌ها غالبا درستند. ترجمه نیز فهم‌پذیر و روان است؛ چراکه مترجم با فلسفه آشناست؛ البته برخی واژگان ممکن است محل بحث باشند؛ اما از این حیث نیز مخاطب با اثری نادرست رویارو نمی‌شود. در این آثار با پرسش‌هایی بسیار ساده اما بنیادین رویارو می‌شویم؛ اما نویسندگان با تسلط کامل یک‌به‌یک آن‌ها را از نظرگاه‌های مختلف پاسخ می‌دهند و به ما می‌آموزند چگونه درباره‌ی این‌دست مباحث بیاندیشیم.


منبع: روزنامه اطلاعات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *